شرق میانه و توسعه طلبی اسرائیل

نه امنیت اسرائیل بلکه توسعه طلبی اینکشور اساس مشکل شرق میانه را تشکیل میدهد

شرق میانه و توسعه طلبی اسرائیل

ترمینولوژی محتوا را تعیین میکند. کاربرد مفاهیم، در اصل نگرش مان از یک مسئله، چگونگی تعیین موقعیت مان در برابر آن مسئله و اینکه از چه چیزی به عنوان یک مسئله و یا راه حل نام میبریم را مشخص میکند.

برای درک آسان تر این موضوع بهتر است یک مثال بدهیم. اگر مفهوم "اسلام معتدل" را ترجیح بدهید، اساسا آنچه که به عنوان مسئله از آن سخن میگویید، "اسلام" خواهد بود. آنچه که هنگام بحث و بررسی این مفهوم از آن برداشت خواهید کرد، این خواهد بود که "به طور کلی جناح های "رادیکال"، "جهادی"، "خشونت طلب" و "افراطی" مورد بحث است ولی معقول ترین آنها "اسلام معتدل" است". اما همانطور که در مقالات قبلی عنوان کرده بودم، وقتی مفهوم "غرب معتدل" را ترجیح میدهید، اساسا در کنار آسیب های عمده وارد شده غرب به بشر، در اصل به خدماتی که غرب در اختیار بشر قرار داده تاکید کرده و از این رو نیاز به "غرب معتدل" را مطرح میکنید.

در تحلیل های مربوط به شرق میانه، به ویژه در بحران سوریه، دو چیز و دو کمبود جلب توجه میکند. اول اینکه گاهی تحلیل هایی انجام میشود که گویا کشوری به نام اسرائیل در منطقه وجود ندارد. همانند آنچه که در بحران سوریه رخ میدهد، از بحران های شرق میانه به گونه ای نام برده میشود که گویا ارتباطی با اسرائیلی ندارند. در حالی که پس از تاسیس اسرائیل، مردم شرق میانه ناآرام ترین دوره های تاریخ خود را تجربه میکنند. در بحران سوریه نیز اغلب تاثیر اسرائیل فراموش شده و یا به باد فراموشی سپرده میشود. تاثیر سیاست آرام و عمیق اسرائیل به گونه ای که مردم خاورمیانه با آن آشنایی ندارند، در شکل گیری این وضعیت نقش دارد. در مورد کشورهایی که در جریان بحران سوریه از ابتدا تاکنون با شکست مواجه شده اند، میتوان نام چندین کشور را برشمرد. ولی احتمالا تنها کشور اسرائیل است که از این بحران بیش از همه سود برده است. چرا که همراه با این بحران، کلیه کشورهایی که برای اسرائیل تهدید به شمار میروند، حیطه نفوذ خود در منطقه را از دست میدهند. در راس سوریه، ایران، ترکیه و کشورهای عربی به طور جدی از این بحران آسیب میبینند. برخی از کشورهای خلیج که قبلا از دعوی بر حق فلسطینیان حمایت میکردند امروز گویی همراه با اسرائیل یک بلاک تشکیل داده اند. از سوی دیگر جامعه بین المللی و نهادهای حقوق بشر، به علت تمرکز به مسئله سوریه ، کمتر به موارد نقض حقوق بشر و سیاستهای توسعه طلبانه مغایر با وجدان جهانی کشور اسرائیل، واکنش نشان میدهند.

دومین فقدان در تحلیل ها نیز برداشتهایی است که در کنار چشم پوشی از اسرائیل در زمینه بحران سوریه، از مسئله به عنوان امنیت اسرائیل نام برده میشود. تحلیل گران غربی، در کلیه انالیزهای خود و تحلیل گرانی که ریشه در شرق میانه دارند در برخی از تحلیل های خود به عبارت "امنیت اسرائیل" جای میدهند. با نگاهی به مسئله از دیدگاه اسرائیل، کلیه اشتباهات صورت گرفته در شرق میانه و همه مظالمی که اسرائیل مرتکب آن شده و میشود همه و همه مشروع جلوه داده میشود. چرا که اگر مسئله امنیت باشد، هر کشوری دارای حق اتخاذ تدابیر در برابر تهدیدات متوجه به این کشور میباشد. هنگام اتخاذ این تدابیر این کشور تنها میتواند در مورد رفتار بی موازنه و عدم احترام به موازین حقوق بشر و آزادی های اساسی مورد انتقاد قرار بگیرد.

این در حالیست که آنچه بیشتر از نیم قرن است شرق میانه با آن مواجه شده نه امنیت بلکه مسئله توسعه طلبی اسرائیل است. نقشه ای که اغلب در رسانه های جهانی جای گرفته و نشانگر توسعه خاکهای اسرائیل از سال 1947 است، این حقیقت را به طور واضح نمایان میکند. در حالیکه یهودیان در سال 1946 در شهرک های معینی اقامت داشتند، امروز وضعیت تماما برعکس شده است. این نقشه به وضاحت نشان میدهد که فضای زندگی فلسطینیان تا چه حد محدود شده و محل زندگی آنها نیز عملا به زندان تبدیل شده است. پاسخ یک جوان از غزه به سوال محمد عاکف ارسوی روزنامه نگار، مبنی بر اینکه "آرزویت چیست؟" در اصل خلاصه ای از وضعیت اسف بار تبدیل سرزمین هایشان به یک زندان به شمار میرود. جوان به این سئوال چنین جواب داده است: " طی کردن 180 کیلومتر در مدت نیم ساعت بدون کنترول از جانب اسرائیل..."

از سوی دیگر اشاره ای دال بر ماندن اسرائیل در مرز های امروزی موجود نیست. به رغم مخالفت شدید برخی از یهودیان، تلاش یهودیان افراطی، نژادپرست و صهیونیستی برای رسیدن به  مفکوره" اسرائیل بزرگ" یک حقیقت پنهان نیست. یک تحقیق کوچک در اینترنت، جهت وضاحت این حقیقت کافیست. یهودیان صهیونیستی که در پی مفکوره اسرائیل بزرگ هستند، بر روی مناطقی که اعراب، کردها، ترکها و دیگر گروه های قومی در آن زندگی میکنند و دجله و فرات نیز شامل آن میشود، ادعای "ارض موعود" دارند. امروز از جنبه بحران سوریه نیز بیشترین بی ثباتی در سرزمین هایی اتفاق می افتد که این یهودیان به عنوان "ارض موعود" به آنها مینگرند.

با نگاه به سیاستهایی که اسرائیل از بدو تاسیس تاکنون از آن پیروی کرده و همینطور سیاستهای منطقه ای اینکشور خواهیم دید که اسرائیل همواره از یک سیاست تهاجمی پیروی کرده است. مفهوم امنیت اسرائیل، اساسا نقش پنهان کننده سیاست تهاجمی و توسعه طلبانه این کشور را دارا بوده از بدو تاسیس اش تاکنون از آن پیروی کرده است. از اینرو، ترمینولوژی صحیح، نه امنیت اسرائیل بلکه توسعه طلبی اینکشور میباشد. 



اخبار مربوطه